پژوهشگاه نیرو. سالن خلیج فارس. صندلیهای ردیف به ردیف نشسته از مدیران شرکتهای بیمه. از مدیران عامل گرفته تا مدیران میانی؛ آنهایی که کمتر زمانی در همایشها و دورهمیها سراغی ازشان پیدا بود. حالا این بار همه جمع بودند تا از زبان گرام کدینگتون، آیندهپژوه مطرح دنیا از فردایی که برای امروز بیمه قرار است پیش بیاید بشنوند. از فراموش کردن هر آنچه که تا امروز یاد گرفتهاند و رفتن به سمت یادگیریزدایی. از این که تابآوری را کنار بگذارند و پادشکنندگی را بیاموزند. از این که کارکنانشان را گروه و دسته نبینند و معنای تیم بودن را بدانند.
این وسط آنچه که آموختند و با خود بردند مهم نیست. مهم حضور جوانهایی کم سن و سال در کنار بزرگان بیمه بود؛ بدون کت و شلوارهای رسمی و تعارفهای همیشگی. ساده و بیآلایش آمده بودند و خرسند از این که در کنار بزرگانی مینشینند که آمیزه تجربه آنها با دانش روز خودشان میتواند آینده صنعت بیمه را رقم بزند؛ همان چیزی که گرام کدینگتون در گفتار ساده و سلیساش به آن تاکید داشت.
دستی که برای دوستی جلو آمده است
همایش فرصتها و چالشهای صنعت بیمه با حرف و حدیثهای بسیاری همراه بود. بیمه مرکزی چنان همیشه از نقد منتقدان در چرایی برگزاری این دست همایشها و هزینههای هنگفت آن در امان نماند. مسلم است که نقدها را باید به جان خرید و پاسخ داد ولی در همهمه همه حاشیهها نباید یک موضوع مهم را از یاد برد: دعوت از همه بازیگران اکوسیستم بیمه و نوآوری.
این بار دیگر همایش مختص مدیران برجسته شرکتهای معتبر بیمهای نبود. این بار هر صاحبنظری در اکوسیستم فناوری و نوآوری دعوت بود به شنیدن و آموختن. فضایی آمیخته از تجربه پیشکسوتان و دانش روز جوانهایی که امروز با راهکارهای مختلف در قالب اینشورتک منتظر جلو آمدن دست یاری هستند. جوان هایی که با واهمه از همه آنچه در این سالها بر آنها گذشته بی اعتماد به در باز قفس به بیرون سرک می کشند و شاید هنوز باور ندارند که نهاد ناظری که همواره با آییننامهها و قوانین بالادستی نگاهی سطحی به آنها داشت حالا درهای قفس را به عمد برایش باز گذاشته است.
گاهی به هم اعتماد کنیم
درباره موضعگیریهای هرباره نهاد ناظر نسبت به استارتاپهای بیمهای تا امروز همواره نقدهای زیادی وجود داشته است. اینکه آیا نهاد ناظر نگاه اکوسیستمی به صنعت بیمه را قبول دارد یا نه؟ اینکه اگر بازیگران اصلی اکوسیستم بیمه را عناصر شرکتهای بیمه، نمایندگان، کارگزاران و کارگزاران آنلاین و استارتاپهای بیمهای بدانیم، آنوقت آیا در پیکره عریض و طویل بیمه مرکزی و در میان آییننامهها و لایحههای بسیار این نهاد ناظر میتوان جایگاهی خاص برای تازهواردان میدان پیدا کرد یا نه؟ آیا میتوان صرفاً با شکلگیری و اعلام آییننامههایی جدید مدعی حمایت از کسبوکارهای نوین بود؟
باید اذعان داشت که امروز صنعت بیمه نه همراستا و موازی با پیشرفت صنایع دیگر، اما با حرکت آهسته و آرام خود مسیر تحول را طی میکند. حضور بازیگران جدید حوزه فناوری و ظهور مدلهای کسبوکار جدید بهحتم صنعت سخت و سنگین بیمه را نیز تکان داده است، بهطوری که دیگر نمیتوان زنجیره ارزش بیمه را فقط مختص شبکه سنتی و استارتاپی بیمه دانست؛ چراکه امروز در همه دنیا صنعت بیمه شاهد بازیگرانی از کسبوکارهای غیربیمهای است.
در این میان آنچه اهمیت دارد، باور به تشکیل اکوسیستم نوآوری است و طبیعی است که در چنین شرایطی با بزرگشدن عناصر یک اکوسیستم دیگر نمیتوان از نهاد ناظر انتظار نظارت و حاکمیت و حتی حمایت به شیوههای سنتی گذشته را داشت، چراکه مدلهای کسبوکاری دیگر مانند گذشته نیستند؛ حتی در صنعت بیمهای که بهشدت به پایههای سنتی خود چسبیده است.
باید باور داشت که بیمه نیز با همه محافظهکاریها در برابر موج جدیدی از برهمزنندهها قرار دارد که نه رفتار قهری و سلبی که قاعدهمندی بر اصول نظارتی مقتضی بر آوردههای فناوری روز برای تعامل با آنهایی که فناوری را انتخاب کردهاند، میتواند مشکل تعارض و تقابل را حل کند.
هماندیشی فعالان حوزه فناوری اطلاعات و اینشورتکها در تدوین آییننامه بیمه مرکزی و حضور در همایشهایی که بزرگان صنعت صرفا تا پیش از این جای داشتند، شاید اقداماتی کوچک و ناچیز و مستحق نقدها و نظرهای بسیار باشد اما پیامآور این واقعیت مهم است که نهاد رگولاتوری از نگاه قهری و سلبی گذشته خود حالا به سوی تعامل و تعادل حرکت میکند. حالا درهای قفس باز است و فقط باید به آسمان پشت در باز قفس اعتماد کرد!