در سالهای اخیر، به دلیل تورم بالا، هزینههای اداری و مالی شرکتهای بیمه به شدت افزایش یافته است. این فشار بر شرکتهای کوچکتر بیشتر از شرکتهای بزرگ احساس شده است.
بهطور میانگین، در شهریور ۱۴۰۳ ده شرکت کوچک بیمه حدود ۸۳ درصد افزایش در هزینههای اداری، عمومی، حقوق و دستمزد داشتهاند. این در حالی است که شرکتهای بزرگ مانند آسیا، دانا، البرز، پاسارگاد و پارسیان بهطور میانگین با ۳۵ درصد افزایش در این بخشها مواجه بودهاند. علت اصلی این تفاوت را میتوان در تعداد بالای نیروی کار در بخشهای غیرتولیدی در شرکتهای کوچکتر دانست. این شرکتها در بخش فروش و تولید بیمهنامه به نسبت نیروی کار بیشتری دارند، که همین امر منجر به افزایش هزینههای اداری، عمومی، حقوق و دستمزد شده است.
این موضوع در سرانه هزینه اداری و عمومی شرکتها به وضوح قابل مشاهده است.
برای مثال، در شرکت بزرگی مانند بیمه دانا، با ۲,۰۶۵ نفر پرسنل، سرانه هزینههای اداری و عمومی طی شش ماهه نخست سال جاری حدود چهار میلیارد و ۹۶۴ میلیون ریال و بیمه آسیا با داشتن ۲۵۴۹ نفر نیرو دارای سرانه چهار میلیارد و ۴۴۲ میلیون ریال بودند. این هزینه شامل مواردی نظیر قبوض تلفن، هزینههای پست، رفتوآمد، پیک و اسنپ، هزینههای پذیرایی، لوازمالتحریر و حقوق و دستمزد کارکنان میشود.
اما در شرکتهایی مانند بیمه سامان، با ۸۳۳ نفر پرسنل، سرانه هزینههای اداری و عمومی طی همین بازه زمانی نزدیک به شش میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال رسیده است. در بیمه دی نیز با ۵۶۳ نفر پرسنل، این رقم حدود شش میلیارد ریال برآورد شده است.
در حقیقت، به نسبت نیرو و عمکردی که این شرکتها دارند مشخص میشود که هرچه شرکتها کوچکتر هستند هزینه اداری و دستمزد انها بیشتر است. سرانه شرکت بزرگی مانند اسیا و دانا باداشتن بیش از دو هزار نفر نیرو کمتر از شرکت های مانند سامان و دی که تقریبا سه برابر کمتر از آسیا و دانا نفر نیرو دارند، است.
خلاقیت عجیب برای کاهش هزینهها
برخی از شرکتهای بیمه که با هزینههای بالای اداری و عمومی دستوپنجه نرم میکنند، برای کاهش این هزینهها به روشی غیرمعمول روی آوردهاند که به زیان کارمندان تمام شده است.
این شرکتها بهجای پرداخت حقوق و مزایا به کارمندان خود، به آنها بیمه عمر میفروشند! این بیمهنامهها بهجای اضافهکار، کارانه و حتی بخشی از حقوق کارمندان ارائه میشود. به این ترتیب، شرکتها تلاش میکنند تا هزینههای خود را از طریق روش فروش اجباری بیمه عمر جبران کنند. با این حال، مشخص نیست که ثبت حقوق و دستمزد این کارمندان در سیستم مالی این شرکتها چگونه انجام میشود. آنچه مسلم است، این بیمهنامهها بهعنوان فروش ثبت میشوند و به نام مدیران، بهعنوان عملکرد مثبت تلقی میگردند.
اجحاف حقوق کارمندان با اجبار
اگرچه خرید بیمه عمر و زندگی برای سرمایهگذاری بلندمدت اقدامی مفید است، اما اگر این کار بهصورت اجباری انجام شود، قطعاً ظلمی در حق کارمندان است. در شرایطی که تورم افسارگسیخته زندگی مردم را دشوار کرده، چنین اقدامات اجباری از سوی مدیران شرکتهای بیمه نهتنها غیرمنصفانه بلکه تحمیل فشار مضاعف بر کارمندان است.
اعتراضاتی از سوی کارمندان به این رویکرد صورت گرفته است، اما تاکنون مدیران این شرکتها توجهی به این اعتراضات نشان ندادهاند.