امروز وجود تورم پایدار در اقتصاد ایران قراردادهای بلند مدت بیمه را متزلزل و نااستوار میکند. در نتیجه افراد را از تقاضای بیمه رویگردان کرده و به سوی سرمایهگذاریهای مطمئنتر و یا کوتاهمدتتر سوق میدهد. متوسط نرخ تورم در اقتصاد ایران طی سالیان گذشته بالا بوده و با توجه به شرایط اقتصادی ارقام متفاوتی را تجربه کرده است و صنعت بیمه برای مواجهه با چنین مسائلی در تدبیراندیشی همواره در شرایطی آچمز بوده است. در این میان ورود مدلهای تازه کسب و کار به بیمه تا حدودی شاید پاسخ مناسبی به نیازهای روز آنها بوده است که البته این رویکردهای تازه نیز خالی از چالش نبوده است.
اگر تحولات صنعت بیمه و بهویژه بیمه دیجیتال را دنبال کنید، خواهید دید که ارائه خدمات اقساطی یکی از رویدادهای داغ این روزها است. ضرورت شکلگیری چنین خدماتی میتواند مسئلهای باشد که هم سرنخهایی از چشمانداز تحولات صنعت بیمه در اختیار ما قرار دهد و هم کمک کند تا نقطۀ اتصال مسائل رایج در جامعه و صنعت بیمه را بهتر درک کنیم.
از طرفی مسئولیت اجتماعی معیاری است که سازمانها برمبنای آن در رابطه با مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موضع میگیرند و واکنش نشان میدهند. رفاه اجتماعی و سبک زندگی متناسب با آن، یکی از معیارهای توسعهیافتگی در جوامع است و دسترسی به بیمههای مختلف برای پایین آوردن ریسک در زندگی اشخاص اهمیت زیادی دارد. کاهش توان مردم برای خرید بیمه میتواند زمینهساز آسیبهای بسیار جدی در جامعه شود.
امروز یکی از نقاط چالشبرانگیز میان شبکه فروش آنلاین و شبکه فروش سنتی فروش قسطی و کوتاهمدت بیمه شخص ثالث است. نقدی که شبکه فروش سنتی به شرکتهای فروش آنلاین بیمه وارد میکنند، این است که در این شکل از فروش نه تنها قالبهای مشخصشده بیمهگری به هم میریزد بلکه در بلندمدت شبکه فروش سنتی و نمایندگان بیمه جایگاه خود را از دست خواهند داد. آنها اغلب بر معیشت این شبکه و مشکلات احتمالی آن اشاره میکنند و تأکید را بر روی رقابتی زیانبار میگذارند. اما پرسشی که باید به آن پاسخ داده شود، این است که چرا اساساً ایده فروش بیمه به صورت قسطی و کوتاهمدت با اقبال نسبتاً خوبی از سوی جامعه مواجه شده است؟
بیمه اقساطی، پاسخی درخور به نیازی مهم
عوامل متعددی بر صنعت بیمه، رشد و گسترش آن اثرگذار است که مطالعه و شناخت فراگیر درباره آنها و اقدام در زمینه رفع و یا کنترل اثرات منفی هر یک میتواند به نوبه خود در پیشرفت این بازار بالقوه، تأثیر بسزایی داشته باشد. از مهمترین عوامل، حضور برخی از متغیرهای اقتصادی مانند تورم و درآمد سرانه است. از این متغیرها میتوان به عنوان عوامل مؤثر در ضریب نفوذ بیمه یاد کرد.
شرایط تورم بالا و غیرقابل پیشبینی، برای بیمهگران و بیمهگزاران مشکل کمبود نقدینگی به وجود میآید. به همین دلیل هزینههای عملیاتی شرکتها افزایش مییابد. از طرفی تورم بالا باعث کاهش قدرت خرید بیمهگزاران شده است. درآمد سرانه نیز یکی از استراتژیکترین متغیرهای اثرگذار بر هر شاخص اقتصادی از جمله ضریب نفوذ بیمه است. با افزایش درآمد سرانه قدرت خرید مصرفکنندگان بیشتر میشود و تمرکز مردم از کالاهای ضروری به سمت کالاها و خدمات دیگر هم میرود. در وضعیت کنونی خدمات بیمهای به کالاهای لوکسی تبدیل شدهاند که دست بسیاری از مردم از آن کوتاه مانده است.
این واقعیتی انکارناپذیر است که نیازی برآمده از بدنه جامعه موجب پاسخی مثبت به این فرم از عرضه خدمات بیمهای – بیمه اقساطی و کوتاهمدت- شده است؛ نرخ بالای تورم، بیکاری و عدم ثبات بازار، امنیتی را که جامعه به آن نیاز دارد را از آن گرفته است.
از نظر بیمهگران، یکی از مهمترین جنبه های نابرابری اجتماعی، تأثیر آن بر ثبات و تابآوری اقتصاد و جوامع است. در سطح کلان ، نابرابری به تدریج بر توانایی توسعه هموار اقتصادی در مسیر رشد بالقوه اثر میگذارد و موجب کاهش درآمد و زیان وارد به داراییها در اثر وقوع حوادث ناگهانی میشود. در اقتصادهایی که کمتر پایدار و پویا هستند، نابرابری آنها را در معرض بحران های مالی و خطر آشوب اجتماعی و خشونت سیاسی قرار میدهد. بدین لحاظ منافع صنعت بیمه ایجاب میکند که محصولات و راهکارهایی را در نظر بگیرد که سهمی در جبران درآمد و ثروت افراد داشته باشد.
مشکل بیکاری که یکی از معضلات جامعه ایران است و فقر ناشی از ترکیب دو عامل سطح نازل تولید سرانه و عدم تعادل چشمگیر در توزیع درآمد عوامل دیگری هستند که در عدم توسعه صنعت بیمه در ایران مؤثرند. از دید تحلیلهای اقتصادی-اجتماعی، فقر ضرورتاً افق دید شخص فقیر را کوتاه میسازد و به این ترتیب او را از هر مشارکت سازنده در تعیین سرنوشت اقتصادی-اجتماعی و حتی اندیشیدن به آینده خود و برنامهریزی در مورد آن محروم میکند.
نقش حیاتی بیمه در تأمین این امنیت و کاهش ریسک در جامعه بسیار کمرنگ شده است. بسیاری از وسایل نقلیه به دلیل کاهش قدرت خرید و حذف شدن بیمه از سبد خرید خود، به زندگی زیر سایه خطر و ترس تن دادهاند. و در این میان چه چیزی راهگشاتر از بیمه اقساطی؟!
صنعت بیمه برای این نیاز ناگزیر جامعه که پیامد تحولات پرسرعت اقتصادی است چه راه حلی ارائه داده است؟ اگر نقدی به شبکههای آنلاین فروش وارد است، در عوض چه آلترناتیوی برای رفع این مسئله در نظر گرفته شده است؟ آنچه واضح است، اینکه جامعه ما با بحرانی اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و برای آنکه بتوان با آن مواجه شد، باید راههای برونرفت از آن تدوین شوند. در غیر این صورت، در تمام ساحات اقتصادی و اجتماعی زیر سنگینی بار این بحران مهلک نابود خواهیم شد.